انواع بیابان ها کدامند ؟

به طور کلی بیا‌بان‌ها را بر اساس ویژگی‌هایشان طبقه‌بندی می‌کنند و بر همین اساس چهار نوع اصلی بیابان را می‌توان ذکر کرد :

  • گرم و خشک
  • نیمه خشک
  • ساحلی
  • سرد

بیابان گرم و خشک

از جمله بیابان‌های آمریکای شمالی باید به چهار مورد اصلی آن که همگی بیابان گرم و خشک هستند، اشاره کرد:

  1. بیابان چی‌واوا (Chihuahuan)
  2. بیابان سونورا (Sonoran)
  3. بیابان موهاوی (Mojave)
  4. بیابان گریت بیسین (Great Basin)

 

    ادامه نوشته

    بیابان به چه مناطقی گفته می‌شود ؛ انواع بیابان‌ ها کدامند؟

     

    بیابان (Desert) به منطقه خشک غیرحاصلخیزی گفته می‌شود که بارش اندک باران در آن رخ می‌دهد و به همین دلیل شرایط دشواری برای زندگی گیاهان و جانوران دارد.

    بیابان‌ ، فراتر از سرزمینی بایر و بی‌آب و علف، از نظر زیست شناختی زیستگاهی غنی با طیفی گسترده از گیاهان و جانوران است که به شرایط آب و هوایی سخت و ناملایم خود عادت کرده است. برخی بیابان‌ها در میان آخرین مناطق غیرقابل کشت و غیرقابل سکونت سیاره هستند. با این حال بیش از یک میلیارد نفر، یعنی یک ششم جمعیت کره زمین، عملا در مناطق بیابانی زندگی می‌کنند.

    ادامه نوشته

    پایداری و توسعه پایدار

    مفهوم پایداری در فرایند توسعه و بطور اخص مدیریت منابع طبیعی متناظر است بر پایداری اکولوژیک، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تحقق آن مستلزم سیاست گذاری، برنامه‌ریزی و اقدام‌های سنجیده است (1). وجود انواع آلودگی، فرسایش خاک، گسترش فقر و نابرابری، رشد روز افزون شهرنشینی و حاشیه نشینی، کاهش تنوع زیستی، شیوع بیماری های نوپدید (ایدز و کرونا) و بازپدید، ناهنجاری‌های اجتماعی و غیره از چالش‌های مشهود جامعه جهانی در آستانه هزاره سوم است، چنان چه شناخت این تهدیدها از گرم شدن کره زمین با آثار فراملی تا نابودی محیط زیست و منابع طبیعی با آثار و پیامدهای ملی از پشتوانه‌های علمی مناسب و منطبق با شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورها برخوردار نباشد، اهمیت آنها درک نمی‌شود. بنابراین باید در پی یافتن علل این تهدیدها بود و رویکردهای نوینی را جستجو نمود تا با اتکا به آن‌ها بتوان بر چالش‌های فراروی بشر غلبه کرد

    استفاده بی‌رویه از منابع آب، خاک و به‌طورکلی منابع طبیعی، به یکی از مسائل مهم در جهان امروز تبدیل‌شده است. این مخاطره‌ی زیست‌محیطی، مردم را با دو وضعیت ظاهراً متناقض روبرو می‌‌کند. از یک‌سو، نیاز‌‌‌‌‌های انسان همراه با رشد جمعیت و میل رسیدن به یک زندگی معقول و مناسب، دسترسی به آب و غذا، مسکن و کار به‌صورت تصاعدی افزایش‌ می‌یابد و از سوی دیگر محدودیت‌هایی در استفاده از منابع طبیعی برای برآوردن نیاز‌‌‌‌‌های انسان وجود دارد، چراکه به‌تدریج، کمیاب شده و یا در دست گروه‌های اقلیت تمرکزیافته و در بسیاری از موارد با بهره‌برداری نادرست آلوده‌ شده‌اند (2, 3). این مسئله از دهه‌ی 90 میلادی، با تبیین اهداف توسعه‌ی هزاره سوم در سال 2000 میلادی و همچنین تدوین چارچوب ارزیابی زیست‌بوم هزاره در سال 2005 میلادی در سازمان ملل مورد توجه قرار گرفت. پس‌ازآن افزایش آگاهی و بررسی مقیاس اثرات انسان بر روی محیط ‌طبیعی باعث شکل‌گیری مفهوم توسعه پایدار شد (4, 5). در دهه‌های اخیر، مفهوم توسعه‌ی پایدار در قالب چارچوبی برای تبیین و شناخت روند توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت منابع طبیعی در سراسر جهان به‌موازات مباحث پایش تخریب سرزمین و بیابان‌زایی مطرح‌شده است.

    ﭘﺎﻳﺪاری به‌عنوان وﺟﻪ وﺻﻔﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ، وﺿﻌﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در آن ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻮدن و اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻣﻮﺟﻮد در ﻃﻮل زﻣﺎن ﻛﺎﻫﺶ ﭘﻴﺪا نمی‌کند (11)، پایداری در ﻣﻌﻨﺎی وﺳﻴﻊ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ، اﻛﻮﺳﻴﺴﺘﻢ ﻳﺎ ﻫﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺟﺎری در ﺗﺪاوم ﻛﺎرﻛﺮد در آﻳﻨﺪه ﻧﺎﻣﺤﺪود اﻃﻼق می‌شود ﺑﺪون اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ، ﻃﻮر اﺟﺒﺎر درنتیجه ﺗﺤﻠﻴﻞ رﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻌﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﻪ آن واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻳﺎ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﺑﺎر بیش‌ازحد روی آﻧ‌ﻬﺎ ﺑﻪ ﺿﻌﻒ ﻛﺸﻴﺪه شود (12). دستیابی به توسعه پایدار و رشد اقتصادی از اهداف مهم بسیاری از کشورهاست و یکی از راه‌های عمده نیل به توسعه پایدار، بسط پژوهش‌های علمی در بطن جوامع عشایری است. پایداری نیازمند آن است که به‌طور جمعی برای خیر جمعی جامعه به‌عنوان یـک کـل تصمیم گرفته شود و کیفیت زندگی از چگونگی روابط ما با یکدیگر از نظر اقتصادی، اجتمـاعی و سیاسی در درون یک نسل و بین نسل‌ها نتیجه شود(13). به این ترتیب توسعه‌ی پایدار به‌ عنوان رویکردی نوین در شرایط رو به تحول سال‌های پایـانی قـرن بیسـتم بـرای حـل مسایل توسعه و محیط‌زیست در جهان مطرح و در هزاره سوم به‌عنوان رکن اصلی نظـام‌هـای برنامـه‌ریـزی در بسـیاری از کشورها مطرح شده است. همچنین لازم به یادآوری است که توسعه‌یپایدار، زمانی محقق خواهد شد که کلیه مولفه‌هـای آن از جمله مولفه‌ی محیط‌زیست، از بدو شروع برنامه‌ها و سیاست‌ها در فرآیند توسعه قرار گیرند. این مهم زمـانی محقـق خواهد شد که محیطزیست در سیسـتم برنامـه‌ریـزی در جایگـاه مناسـب خـود قـرار گرفتـه و از وزن لازم در برنامه‌ریزی‌های بخشی، منطقه‌ای وملی برخوردار گردد. یکی از مهـمتـرین ابزارهـایی کـه به تـوان بـر مبنـای آن ملاحظـات محیطزیستی را در نظام برنامه ریزی نهادینه کرد طراحی شاخص‌های پایش و ارزیابی پایداری است که درحال حاضر به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت محیطزیست در بسیاری از کشورها برای ادغـام ملاحظـات محـیطزیسـتی در فرآینـد برنامه‌ ریزی و توسعه در سطوح مختلف در کانون توجه دولت‌هـا قـرار گرفتـه است.

    ادامه نوشته